پروین اعتصامی
من به هر جایی که مسکن میکنمـ / با من آنجا بخت بد همـ مسکن است
چیره شد چون بر سیه، موی سپید / گفتمـ اینکــ نـــــوبت دانستــن است
برگشـــای اوراق دل را و بخــــوان / قصه های دل فزون از گفتــن است
ایستادمـ ، گرچه خمـ شد پشت من / اوفتـــــادن از قضا ترسیـــدن است
گر دهمـ امروز این فرصت ز دست / چاره امـ فردا به خواری مردن است
آنچـه روزی در تنمـ ، دل داشت نامـ / بس که سختی دید امروز آهن است
ذره ذره هـــــرچه بود از مــن گرفت / دیر دانستمـ که گیتی رهــزن است
خسته و کاهیـــده و فرســـــوده امـ / هر زمانمـ مرگ در پیـــــراهن است
بر ستمـ کـــاران ستم کمتـــــر رسد / این سزای بردبــــــاری کردن است

سه سال گذشت ...
ممنون از دوستانی که به یاد ما بودند 
+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۰۹/۲۶ ساعت 0:25 توسط sara
|
من همان بیراهه ای هستم