امید صباغ نو
چقدر ســــــــاده به هم ریختی روان مرا
بریـــــده غصه ی دل کندنت امــــان مرا
گذشتی از منو شب هـــای خالی از غزلم
گرفته حسرت دستــــان تو، جهــــان مرا
سریع پیـــــر شدم! آنچنـــــان که آینه نیز
شکسته در دل خود صورت جــــوان مرا

+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۱۰/۰۶ ساعت 2:39 توسط sara
|
من همان بیراهه ای هستم